سيد محمد على ايازى

51

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

فصل اوّل : تبيين ماهيت عقل در لغت و اصطلاح الف . معناى لغوى عقل اصل مادهء « عقل » ، به معناى بازداشتن است و همهء مشتقات آن ، به اين معناى اصلى باز مىگردد . « 1 » ابن فارس دربارهء مادهء عقل مىگويد : مادهء عقل ، ريشه‌اى واحد ، قياسى و فراگير دارد كه اكثر موارد كاربرد آن ، بر بازداشتن يا معنايى نزديك به آن دربارهء اشيا دلالت مىكند . عقل از همين معنا بر گرفته شده است ؛ زيرا از گفتار و رفتار ناپسند ، باز مىدارد . « 2 » برخى ديگر ، بر اين باورند كه اين معنا ، ريشه در تشخيص صلاح و فساد در زندگى مادى و معنوى و سپس حفظ نفس و نگه داشتن آن در مرز صلاح و فساد دارد . لوازم آن نيز عبارت‌اند از : بازدارندگى ، تدبّر ، خوش‌فهمى ، ادراك ، دورى جستن و شناخت نسبت به امورى كه در زندگى مورد نياز است . « 3 » نقيض عقل ، جهل است . « 4 » البته ظاهراً مراد از « نقيض » در اين جا ، نقيض فلسفى نيست ؛ بلكه مراد « ضد » است . از اين رو ، عقل و جهل ، دو امر وجودىاند ، نه اين كه

--> ( 1 ) . ر . ك : النهاية فى غريب الحديث و الأثر ، ج 5 ، ص 2139 ؛ تاج اللغة و صحاح العربيّة ، ج 5 ، ص 1769 ؛ المصباح المنير ، ص 422 - 423 ؛ مفردات الفاظ القرآن ، ص 577 - 578 ؛ التعريفات ، ص 65 ؛ العين ، ج 1 ، ص 159 . ( 2 ) . معجم مقاييس اللغة ، ج 4 ، ص 69 . ( 3 ) . ر . ك : التحقيق فى كلمات القرآن الكريم ، ج 8 ، ص 196 ، مادهء عقل . ( 4 ) . العين ، ج 1 ، ص 159 .